سال دوم جنگسال دوم جنگ

عملیات آفندی طریق القدس کربلا -1(فتح الفتوح)
                                                                             
نام عملیات: آفندی طریق القدس کربلا -1(فتح الفتوح)
رمز عملیات: یا حسین (ع)
تاریخ شروع: 8/9/1360
ساعت شروع:  00:30 
مدت زمان:6 روز
منطقه عملیات: منطقه بستان وغرب سوسنگرد
مرکز فرماندهی: قرارگاه کربلا (1)
یگانهای شرکت کننده ارتش:
      لشگر 16و92،تیپ1 لشگر77
لشکر 16 زرهی
شامل( تیپ 1 زرهی متشکل از 2گردان تانک ، یک گردان سوارزرهی ، 2 گردان مکانیزه، یک گردان پیاده تحت کنترل ویک گردان ژاندارمری )
شامل( تیپ 2 زرهی متشکل از 2گردان تانک ، 2 گردان مکانیزه)
لشکر 92 زرهی
شامل (تیپ 3 زرهی متشکل از 2گردان تانک ، یک گردان سوارزرهی و2 گردان مکانیزه)
 لشکر 77 پیاده
تیپ 1 لشکر 77 پیاده مشهد(3 گردان پیاده)
یک گردان تانک
توپخانه کمک مستقیم ، تقویت، عمل کلی تقویت و عمل کلی لشکرهای 16 و92 زرهی و77 پیاده
در مجموع 22 گردان مانوری و 8 گردان توپخانه از ارتش بعلاوه نیروهای هوایی و هوانیروز ارتش در حدود 30 گردان 200 یا 300 نفری از سپاه پاسداران .
یگانهای پشتیبانی:
پشتیبانی مستقیم نیروی هوائی
یگانهای شرکت کننده غیر ارتشی:
تیپ از سپاه پاسداران به شرح زیر بود:
تیپ4 امام حسین(ع)
تیپ امام سجاد(ع)
تیپ کربلا
تیپ عاشورا
احتیاط کلی تیپ امام حسن(ع) در احتیاط ستاد عملیاتی منطقه
استعداد دشمن:
لشکر 6 زرهی
تیپ 12 زرهی لشکر 3 زرهی
تیپ 26 زرهی لشکر 5 مکانیزه
تیپ 17 زرهی
تیپ مکانیزه گارد جمهوری
تیپ 48 لشکر 11 پیاده
تیپ 23 لشکر 8 پیاده کوهستانی
تیپ 93 پیاده
تیپ 96 پیاده
تیپ 31 نیروی مخصوص
توپخانه های یگان های فوق
پشتیبانی مستقیم نیروی هوائی
نیروهای دشمن در شمال کرخه
تیپ 26 زرهی از لشکر 5 .
تیپ 93 پیاده از اشکر 4 پیاده کوهستان.
گردان 1 پیاده از تیپ 23.
تیپ 31 نیروهای مخصوص و جیش الشعبی.
نیروهای دشمن در جنوب کرخه :
تیپ 25 مکانیزه از لشکر 6 زرهی .
تیپ 16 مکانیزه از لشکر 6 زرهی .
تیپ 30 مکانیزه از لشکر 6 زرهی .
تیپ 96 مکانیزه از لشکر 6 زرهی .
تیپ 48 پیاده از لشکر 11 پیاده .
تیپ 12 زرهی از لشکر 3 زرهی .
یک گردان از تیپ 32 نیروی مخصوص.
گردان 20 دفاع الواجبات.
نیروی کماندوی لشکر 7 پیاده .
نیروهای جیش الشعبی.
 
طراحان عملیات:
قرارگاه جنوب طرحی را بعنوان راه کار کلی عملیات در مناطق غرب دزفول و یا غرب سوسنگرد را پیشنهاد نمود که فرمانده نیروی زمینی طرح مذبور را به افسران بخش عملیات قرارگاه مقدم در تهران اعلام و دستور تهیه طرح عملیات آفندی مناطق یاد شده در همان شب صادر شد. براین اساس پیش نویس یک طرح کلی تهیه گردید که در آن دو مرحله عملیات در نظر گرفته شد . ابتدا یک تک سریع در جبهه دزفول و پس از آن در جبهه بستان که پس از تصمیم طرح توسط مسئولین به این نحو که ابتدا عملیات در محور بستان انجام گیرد و بعد در جبهه دزفول . در تاریخ 21/7/60 پیش نویس طرح یاد شده بعنوان دستور و مبای طرح ریزی به قرارگاه مقدم و جنوب ابلاغ گردید که در نهایت فرم کلی مانور به صورت تک در شمال کرخه برای تامین بستان وتک در جنوب کرخه برای تامین مناطق غرب سوسنگرد تا کناره شرقی هور العظیم تعیین شد. در جلسات شور ستادی که با حضور فرمانده نیروی زمینی تشکیل شد افسران قرارگاه مقدم نزاجا نتیجه بررسیهای خود را به اطلاع فرمانده نیرو رسانده وراه کار خود را برای این عملیات رابه شرح زیر پیشنهاد نمود :
1- تقدم اجرای عملیات در منطقه جنوب به منطقه جبهه میانی خوزستان داده شود.
2- لشکر 16 زرهی با در اختیار گرفتن تی 3 زرهی لشکر 92 خوزستان و یگانهای مردمی که تحت عنوان گردانها و تیپ هایی از سپاه پاسداران سازمان داده شده بودند، درمنطقه شمال و جنوب کرخه تک نموده ، بستان و مناطق سوسنگرد را آزاد نمایند و سپس با اتکا به موانع طبیعی منطقه مانند نهرهای نیسان و کرانه شرقی هورالعظیم و زمینهای رملی شمال بستان در منطقه پدافند نمایند . با واگذاری این ماموریت به لشکر 16 مسولیت طرحریزی ،اجرا و هدایت عملیات با لشکر مذبور بود و قرارگاه مقدم نقش نظارت و کنترل کلی بر عملیاتهای یگانهای ارتش و سپاه را عهده دار بود لذا لشکر 16 زرهی پس از چند روز طرحی را که برای اجرای ماموریت تهیه نموده بود برای بررسی و تصویب به قرارگاه مقدم ارائه نمود . این طرح عملیاتی تحت عنوان (ولی الله) نامگذاری شده بود که در شور ستادی مشترک بین ارتش و سپاه با پیشنهاد شهید حسن باقری بنام کربلا تغییر و به تصویب رسید و به عنوان اولین طرح عملیاتی مشترک ارتش و سپاه تحت عنوان کربلای 1 به مورد اجرا گذاشته شد در این طرح تدبیر کلی لشکر 16 زرهی این بود که لشکر مذبور تقویت شده با تیپ 3 زرهی لشکر 92 و عناصر سپاه پاسداران در شمال و جنوب کرخه به منظور انهدام دشمن و تصرف و تامین شهر و منطقه بستان تک نماید به این ترتیب که در شمال کرخه تیپ 3 لشکر 92 و یگانهای سپاه مشترکا منطقه شمال غربی بستان را که به نام دهانه بستان معروف است تامین نموده و در جنوب کرخه تیپهای دوم و یکم لشکر 16 ذرهی و یگانهای سپاه شهر بستان و ساحل شرقی حور العظیم و کرانه شمال نیسان را تصرف و تامین نماید . در این طرح تیپ 2 لشکر 92 زرهی به عنوان احتیاط این عملات منظور گردید.
 
شرح عملیات: در ساعت 0300 روز 8/9/60 صدای غرش توپخانه ها و غرش شلیک موشکهای کاتیوشا مانند رعد در فضا پیچیده و این یک آتش سنگین توپخانه بود که برمبنای طرح آتش تهیه پیش بینی شده بود. توپخانه لشکر 16 زرهی که توسط تیپ3 زرهی روی میدانهای مین دشمن اجرا شد در ساعت 0110 بامداد روز هشتم آذر ماه، مواضع عراقیها در سمت راست منطقه تیپ 1زرهی لشکر 16 زرهی شکافته شد و نیروهای سپاه به داخل خاکریز عراقیها رخنه کردند.
با باز شدن معابر و خطوط مقدم پدافندی دشمن، تیپ 3 لشکر 92 زرهی با یکانهای زرهی و مکانیزه زیر امر خود از معابر باز شده عبور کردند و وارد منطقه پدافندی متجاوز شدند. با انهدام نیروهای دشمن به سوی هدفهای واگذاری شروع به پیشروی کردند.
در ساعت 0245 دقیقه بعد از شروع تک، با سقوط خاکریزهای اول و دوم و مواضع توپخانه و پاسگاه فرماندهی متجاوز ، منطقه اشغال دشمن در شمال کرخه آزاد شد و در ساعت 3 بامداد یکانهای تیپ3 زرهی از خاکریز اول دشمن عبور کردند و با چراغهای روشن شروع به پیشروی کردند ابتدا گردان 261 و سپس گردان 100 و پس از آن گردان221 سوار زرهی لشکر 92 زرهی با استفاده از جاده شنی، وارد منطقه پدافندی عراقیها شدند.
در ساعت 0511 روز هشتم آذرماه، لشکر 16 زرهی با مقاومت شدید دشمن در مگاسیس روبرو شد اما تا ساعت 1700 سپاه پاسداران و تیپ 3 زرهی لشکر 92 زرهی تمامی منطقه شمال کرخه را تأمین و نیروههای دشمن را منهدم نمودند.
در منطقه جنوب کرخه، تیپ کربلا از سپاه پاسداران در عبور از نهر عبید و تک به خاکریزهای دشمن در ساحل رودخانه سابله با مقاومت بسیار شدید دشمن مواجه وموفق به عبور نهر عبید نگردید.
گردان 125 مکانیزه با تلاش فراوان به ساحل نهر عبید نزدیک شد و طی یک درگیری شدید و با تحمل تلفات و ضایعات، یک دستگاه پل را در شمالی­ترین منطقه نهر عبید و نزدیک محل تقاطع این نهر با رودخانه کرخه، روی نهر عبید مستقر کرد، به علت شدت آتش دشمن و درگیری بسیار شدید، انتهای دیگر پل که کاملاً روی ساحل مستقر نشده بود با عبور اولین نفربر انتهای پل در آب فرو رفت تلاش برای نصب مجدد آن بی­حاصل بود، و 3 دستگاه نفربر گردان 125 که تلاش کردند از نهر عبور کنند توسط عراقیها منهدم شدند.
پس از آن فرمانده گردان 125 تصمیم گرفت در امتداد رودخانه کرخه و با استفاده از جاده اسفالته سوسنگرد ـ بستان، تک نموده و پل بتونی روی سابله را تصرف و از آنجا از پشت به مواضع عراقیها در ساحل نهر عبید حمله­ور شود و سپس به سمت هدف واگذاری خود یعنی بستان پیشروی نماید.
گردان 125 به مواضع عراقیها یورش برد و خاکریز اول را در هم شکست و در امتداد جاده اسفالته سوسنگرد و بستان شروع به پیشروی نمود گرچه مقاومت دشمن بسیار شدید بود اما گردان 125 مکانیزه در یک نبرد عالی، گردان دفاع الوجبات عراقی را منهدم کرد و ضمن وارد آوردن تلفات بسیار شدید به دشمن دهها نفر از سربازان عراقی را اسیر نمود و به 600 متری پل سابله رسید و خاکریز دوم دشمن را نیز تصرف کرد اما به علت مقاومت شدید گردان تانک قادسیه متوقف شد ولی به هر حال به تلاش خودی برای وصول به پل سابله و تأمین آن ادامه داد.. با فرارسیدن شب (انتهای روز هشتم آذرماه 60) آتش جنگ فرونشست اما توپخانه طرفین به شدت به آتشباری خود ادامه دادند در پایان روز اول در شمال کرخه و در منطقه تیپ 3 لشکر 92زرهی چند صد جنازه سربازان عراقی با وضعی رقت بار به صورت پراکنده و در گروههای چند 10 نفری افتاده بود و در این روز عراقیها بیش از دویست تانک و نفربر و یک صد و پانزده دستگاه وسایل سبک وسنگین مهندسی و جاده­سازی، 20 گردان توپخانه با کالیبرهای 130 و 152 ساخت روسیه و یک گردان 105 ساخت ایتالیا و بیش از 400 دستگاه خودرو چرخ دار از جیب گرفته تا تریلرهای سنگین و موشک­اندازهای ضد تانک از خود به جای گذاردند.
در ساعت 1820 یک ستون خودروی عراقی از دوسلک به سوی رقابیه در حال حرکت بودند که با اجرای آتش توپخانه ستون دشمن پراکنده گردید.
در ساعت 1220 یک ستون چرخ دار و شنیدار موتوری دشمن از پادگان حمید به طرف هویزه در حرکت بود.
در ساعت 1630 یک ستون زرهی دشمن از پادگان حمید به طرف هویزه و پل الوان در حرکت بود.
از ساعت 1430 الی 1515 یکانهای تیپ 1 لشکر 92 زرهی به شدت زیر آتش توپخانه دشمن قرار داشت که متقابلاً باآتش توپخانه پاسخ داده شد.
 در ادامه عملیات طریق القدس: ساعت 0630 روز 9 آذرماه 1360 ارتش عراق پس از اجرای آتش تهیه سنگین روی مواضع تیپ یکم لشکر 16 زرهی، در منطقه بین الوان و مگاسیس اقدا م به پاتک نمود، پاتک نیروهای عراقی که با آتش شدید توپخانه و بمباران هوائی پشیبانی می­شد با مقاومت شدید تیپ1 زرهی مواجه و سرانجام این پاتک دشمن دفع گردید وتعدادی از سربازان عراقی به اسارت نیروهای خودی درآمدند.
در حالی که لشکر 16 به شدت درگیر دفع پاتک بود گردان 125 مکانیزه از تیپ زرهی لشکر 16 در سمت پل سابله پیشروی کرد و عراقیها را عقب راند.
در ساعت 1230 مجدداً فشار متجاوز روی تیپ 1 لشکر 16 آغاز شد این پاتک عراقیها نیز در ساعت 1400 دفع گردید در ساعت 1455 پاتک دشمن برای بار سوم علیه تیپ1 زرهی آغاز شد و در همین ساعت دشمن علیه تیپ2 زرهی نیز پاتک نمود که ناموفق بود.
با فشار مداوم دشمن روی تیپ 1 زرهی و فرسودگی این یکان، لشکر 16 زرهی: احتیاط تیپ3 را به منطقه نبرد اعزام و وارد عمل کرد نبرد در روز نهم آذرماه در منطقه لشکر 16 زرهی تا حدود ساعت 2100 ادامه داشت و در منطقه تیپ2 زرهی در سابله جنگ به نبرد تن به تن کشید و یکانهای گردان 125 به پل بتنی سابله نزدیکتر شدند.
در شمال کرخه تیپ3 زرهی تسلط خودرا بر منطقه کامل نمود و مقاومت های کوچک و پراکنده دشمن را در هم شکسته و به پاکسازی منطق آلوده پرداختند . سرانجام نیروهای عراقی مستقر در بستان و حوالی آن که از شمال کرخه زیر آتش نیروهای ایران قرار داشتند وحشت زده به سمت جنوب پا به فرار گذاشتند و به سوی جنوب رودخانه سابله عقب نشینی کردند.
در اواخر روز ، رزمندگانی از تیپهای امام سجاد(ع) و تیپ امام حسین (ع) سپاه پاسداران از طریق کرخه در شمال بستان و در ناحیه ابوچلاچ و پلهای روی رودخانه رمیم از سمت غرب و جنوب غربی بدون برخورد با مقاومتی وارد بستان شدندوشهربستان را آزاد کردند.
رزمندگان نیروی زمینی (لشکر 21 حمزه) در منطقه غرب دزفول (پل کرخه) با اجرای آتش توپخانه به آتش دشمن پاسخ داده ضمن جلوگیری از حرکات و فعالیتهای آنان، یک انبار مهمات و یک قبضه توپ پدافند هوائی آنان را منهدم کرده و 36 نفر آنان را کشته و یا مجروح کردند.
در ساعت 1430، بیست و نه دستگاه تانک و نفربر از پادگان الرشید عراق به منطقه عملیاتی سوسنگرد اعزام شده بود.
یک فروند از بالگردهای متجاوز عراق در منطقه بستان توسط رزمندگان نیروی زمینی سرنگون و متلاشی شد.
در ساعت 0955 یک فروند هواپیمای دشمن توسط جنگنده های نیروی هوائی در منطقه غرب اهواز مورد هدف قرار گرفت و منهدم گردید.
ادامه عملیات طریق القدس: در روز 10 آذر 1360در جنوب کرخه و در منطقه لشکر 16 زرهی تبادل آتش سنگین توپخانه ادامه داشت و در ساعت 0845 دشمن پاتک خود را مجدداً در منطقه تیپ1 آغاز و همزمان تیپ 2 زرهی را زیر آتش شدید قرار داد.
لشکر 16 زرهی شجاعانه این حملات را دفع و تعدادی از نفرات دشمن را اسیر نمود با ورود نیروهای تازه نفس برای دشمن، فشار روی لشکر 16 زرهی بیشتر شد بار دیگر دشمن اقدام به پاتک نمود که دفع شد گردانهای 125 و 114 مکانیزه از تیپ2 این لشکر در حاشیه جنوبی سابله، با وجود شدت آتش نیروهای پاتک کننده تلاش کردند که به پیشروی خود ادامه دهند.
در شمال کرخه آرامش بر منطقه حاکم بود اما توپخانه طرفین در منطقه چزابه و بستان فعال بودند و مواضع یکدیگر را زیر آتش داشتند و هواپیماهای دشمن از ارتفاع بالا منطقه را بمباران می کردند. با زیر امر قرار دادن گردان 256 تانک، پدافند از منطقه شمال سابله به تیپ 3 لشکر 92 زرهی واگذار شد و خط حد بین لشکر 16 زرهی و تیپ لشکر 92 زرهی از امتداد رودخانه کرخه به خط رودخانه سابله تغییر یافت و به لشکر 16 زرهی مأموریت داده شد تا در مواضع فعلی پدافند نمایند.
در ساعت 0758 برای سومین بار دشمن تیپ 1 لشکر 16 پاتک نمود و تیپ 2 زیر آتش شدید سلاحهای سنگین دشمن قرار گرفت که متقابلاً با آتش ضد آتشباری پاسخ مناسب داده شد وهمچنان مبادله آتش ادامه داشت.
عناصری از تیپ 3 لشکر 92 تا حدود یک کیلومتری پاسگاه سوبله پیشروی نمودند.
از شروع عملیات تا ساعت 2000 روز 10/9/60 تعداد اسرای تخلیه شده دشمن به اهواز 482 نفر بود.از ساعت 2000 الی 2200 با اجرای آتش 80 موشک کاتیوشای خودی توانستند یک پایگاه موشکی سام 2 و پنج دستگاه تانک دشمن را در منطقه عملیات لشکر 92 منهدم کنند .
هواپیماهای دشمن اطراف آبادان و رأس­البیشه را بمباران نمودند.
 
در ادامه عملیات طریق القدس، در روز 11 آذر 1360 نیرویی از دشمن به استعداد 2 گردان مکانیزه به همراهی افرادی از ارتش خلقی از محور فکه ـ سابله وارد منطقه شدند و در تنگ چزابه اقدام به پاتک نمودند اما این پاتک به وسیله تیپ امام حسن(ع) و تیپ 3 لشکر 92 زرهی دفع شد و تلفات سختی به آنان وارد گردید.
مواضع پدافندی در تنگ چزابه، با ایجاد میادین مین و تکمیل خاکریزها تقویت شدند، یکانی از تیپ امام حسین (ع) در مواضع مقدم با نیروهای از ارتش در مواضع اصلی پدافندی در تنگ چزابه مستقر گردیدند.
برابر اطلاع واصله، لشکر 9 زرهی عراق از محل استقرار خود در غرب به سمت جنوب حرکت کرده بود.
ادامه عملیات طریق القدس: در روز 12 آذر1360 تیپ 3 زرهی لشکر 92 اقداماتی برای شناسائی منطقه شمال رودخانه سابله به عمل آورده بود.
در ساعت 1940 پست شنود رادیویی پاسگاه فرماندهی لشکر 92 پیامی از نیروهای عراقی را کشف که نیروهای کمکی دریافت نمود.
در ساعت 2350 پیام زیر که به یکانهای عراقی مخابره شد دریافت گردید. «صدام حسین به شما سلام می­رساند و به همه نیروها آفرین می­گوید».
در ستاد کربلا1 پیام فوق به عنوان یک کد برای آغاز عملیات تهاجمی تلقی گردید.
در ساعت 2400 پیامی دریافت شد که یکی از گردانهای عراقی به ستاد تیپ خود گزارش داد که به 300 متری هدف رسیده است.
به کلیه یکانهای نیروی زمینی در جنوب ابلاغ شد که ضمن هوشیاری هر گونه فعالیت دشمن را بلافاصله گزارش نمایند.
یکانهای عراقی مستقر در منطقه بستان و هویزه انهدام 45 دستگاه تانک و 2 گردان نیروی مخصوص را به رده بالای خود گزارش دادند.
برابر خبر واصله، 12/9/1360 گردانهای 1،3،5 تیپ 90 احتیاط لشکر عراق از مناطق       سرپل­ذهاب و قصر شیرین به منطقه عملیاتی غرب اهواز اعزام گردیدند.
ادامه عملیات طریق القدس:در روز 13 اذر 1360 بررسی پیامهای مبادله شده بین یکانهای عراقی و ستاد عملیات آنان، افسران عملیات و اطلاعات قرارگاه کربلا1 را متقاعد ساخت که به احتمال قریب به یقین فعالیت و پیشروی نیروهای عراقی بایستی منطقه سابله و پل اشاره شده در پیامها بایستی پل سابله باشد و دشمن قصد دارد با عبور سریع از پل سابله ضمن غافلگیری، سرپلی را در شمال سابله اشغال و به سرعت به سمت بستان و شهر عبید پیشروی نمایند.
اطلاعات واصله بعدی، صحت احتمالات داده شده را تائید نموده و مشخص شد که عراقیها ضمن غافلگیری، از پل سابله عبور کرده­اند و در حال توسعه وضعیت و تقویت نیروهای خود در شمال پل سابله می­باشند.
در ساعت 0140 روز 13 آذرماه 1360، قرارگاه کربلا1، اقدامات خود را برای مقابله با نفوذ عراقیها آغاز کرد و به لشکر 16 زرهی دستور داد با استفاده از نزدیکترین یکان به پل سابله، یکانهای دشمن را روی جاده منتهی به پل سابله زیر آتش قرار دهند همچنین به تیپ3 لشکر 92 زرهی دستور داده شد همزمان با این اقدامات، توپخانه­های لشکر 16 و 92 با آتش شدید و انبوه خود، پل سابله و منطقه جنوبی آن را زیر آتش دهند.
در ساعت 0400 روز 13 آذرماه درگیری شدید بین نیروهای ایرانی و عراقی آغاز گردید و عراقیها سرانجام در شمال رودخانه سابله متوقف شدند و تعدادی از تانکهای عراقی توسط شکارچیان تانک سپاه پاسداران و گردان 125 مکانیزه ارتش منهدم گردیدند.
در ساعت 630، یکانهای عراقی طی یک پیام تقاضای اعزام نیروی کمکی کردند و اضافه نمودند که به علت برخورد تانکها و خودروها بر روی پل سابله، این پل مسدود گردیده و عبور و مرور متوقف شده است.
در ساعت 0945 درگیری خاتمه یافت و تک نیروهای عراقی به شمال سابله دفع گردید گردانهای 2 و 4 پیاده تیپ 48 و نیروهای کمکی اعزامی عراق با از دست دادن تعدادی تانک و نفربر منهدم شدند در این عملیات از نیروهای دشمن حدود 800 نفر کشته و تعدادی به اسارت در آمدند.
در ساعت 1230 تیپ2 زرهی لشکر 16 علاوه بر پل سابله، 2 پل شناور عراقی را در غرب این منطقه تصرف کرد، فرماندهی دشمن پس از تک ناموفق خود، یکانهای مستقر در غرب تنگ چزابه و جنوب رودخانه سابله را تقویت نمود چون هنوز خطر تک مجدد عراق به منظور دستیابی به بستان وجود داشت لذا تیپ 1 لشکر 77 از شوش به شمال سابله تغییر مکان داده شد و عملیات مرحله اول در همین حالت به پایان رسید.
تیپ1 لشکر 77 مشهد تحت کنترل عملیاتی قرارگاه کربلا قرار گرفت و به طور موقت در ارتفاعات الله­اکبر استقرار یافت
 
اهداف عملیات:
1-آزاد سازی بستان ، دست یابی به مرز در منطقه چزابه و ایجاد شکاف بین یگان های عراق مستقر در غرب دزفول و شمال خرمشهر
آزاد سازی شهر بستان و هفتاد روستا
2- قطع ارتباط بین نیروهای شمال و جنوب دشمن.
3- رسیدن به مرز بین المللی در منطقه شیب و حور العظیم.
4- تصرف و تامین منطقه سوسنگرد- تنگه چزابه.
نتایج عملیات: آزاد سازی شهربستان و حدود 600 کیلومتر مر بع از خاک میهن اسلامی و 70 روستای تابع تا نقطه مرزی و تنگه چزابه،تسلط بر رودخانه نیسان و قطع ارتباطی تدارکاتی دشمن در شمال و جنوب خوزستان
تلفات دشمن: 15000 کشته و مجروح و546 اسیر
 
خسارات دشمن: انهدام بیش از 200 دستگاه تانک و نفربر و200 دستگاه انواع خودرو 
 
غنائم: 150 تانک ونفربر،250 خودرو و وسایل مهندسی ،13 هواپیما ،4 بالگرد
 
تلفات خودی:
توضیحات:
نقشه منطقه عملیات:

خاطرات و ناگفته ها:
وقتى از پله هاى تحریریه بالا آمد، گذر زمان نه بر قامت ایستاده اش که بر سفیدى موهایش دیده مى شد. از سالهاى جنگ، سالهایى که بوى خاک و خون مى داد تنها نگاههاى تیزبینش باقى مانده بود و یک دنیا خاطره، خاطراتى که با تمام جزئیاتش در مقابل چشمانش نقش مى بست و جان مى گرفت. رازهایى که در آن تجربه ها و خاطرات وجود داشت برق خاصى را در چشمانش مى نشاند. سرتیپ۲ حسن براتى در همان فرصت کوتاه گفت وگو چقدر خوب توانست دوباره به سالهاى جنگ برگردد و رازهاى ناگفته آن را بازگو کند.
سالهایى که غم غربتش بعد از گذشت سالها هنوز احساس مى شد. امیر براتى یک مجموعه کامل از زخم هاى جنگ است. «در طول ۸سال جنگ ۵بار مجروح شده و ۱۱ماه در بیمارستانهاى مختلف بسترى بوده است.» از سقوط هلى کوپتر گرفته تا تیر وترکش جان سالم به در برده و تازگى ها آخرین زخم جنگ را بر روى قلبش حس مى کند. تنها یادگاریش از زندگى دخترش بود که جنگ، سرنوشت او را رقم زد و خاک او را با تمام رؤیاهاى جوانى اش بلعید. آمده بود تا ناگفته هاى عملیات فتح المبین را بگوید عملیاتى که انجام آن به عملیات هاى •••
وقتى ارتش عراق به ایران حمله کرد، کشور انسجام کامل نداشت. تازه التهابات انقلاب وجریانهاى آن دوران فروکش کرده بود. در یک روز گرم تابستان صدام به این نتیجه رسید که در قرارداد۱۹۷۵ الجزایر مغبون شده است. با این استدلال که نمى تواند رودخانه اروندرود را به ایران واگذار کند و به نوعى در نظر داشت ارتفاعات آق داغ، میمک و... را دوباره در اختیار خود قرار دهد شروع به زدن پاسگاههاى مرزى کرد و وقتى در روزهاى اول عکس العمل شدید از سوى ایران مشاهده نکرد به ایران تاخت و تا پل نادرى و نزدیکى اهواز پیش آمد.
آن زمان من در لشگر ۲۱حمزه بودم که از تلفیق دولشگر۱ و ۲گارد تشکیل شده بود. از این لشگر قبلاً یگانهایى براى مقابله با توطئه دشمنان به کردستان اعزام شده بود و مابقى بلافاصله آماده حرکت به منطقه هجوم دشمن شدند.
با توجه به گستردگى جبهه جنوب که از پل نادرى شروع و تا دهانه فاو (اروندرود) ادامه مى یافت و با عنایت به اینکه حمله به این منطقه موانع و مواضع مستحکمى را ایجاد کرده بود. به راحتى نمى شد در آن شرایط عملیاتى انجام داد. تصمیم گرفته شد جبهه جنوب به سه قسمت تقسیم شود تاراحت تر نیروها در طول عملیات هدایت شوند.
«به این نتیجه رسیدیم که باید درجبهه جنوب شکاف ایجاد کنیم. ابتدا مرکز منطقه را که نقاط مهمى چون بستان و سوسنگرد و تنگه چزابه در آن قرار داشت را به عنوان مرکز عملیات انتخاب کردیم که در صورت موفقیت وعقب راندن دشمن بین جبهه شمال و جنوب مى توانستیم شکافى ایجاد کنیم.»
بسیارى از قراردادهایى که طى آن قرار بود تجهیزات جنگى براى تقویت نظامى ارتش وارد کشور شود پس از انقلاب به طور یکجانبه لغو شده بود به عنوان مثال تصمیم گرفته شد از انگلیس ۱۰۰۰دستگاه تانک وارد شود که با تغییرات آب و هوایى ما سازگارى داشته باشد. هزینه هاى آن هم پرداخت شد. اما بعد از انقلاب، قراردادها لغو شد. نه تانکى به ایران آمد و نه پولى بازگردانده شد. هواپیماهایى هم که خریدارى شده بود به همین سرنوشت دچار شدند.
از طرف دیگر با توجه به کوتاه شدن خدمت سربازى، استعداد یگانها به یک سوم خود رسیده بود. درگیریهایى که در مناطقى چون کردستان، خوزستان (جریان خلق عرب)، گنبد و... شروع شده بود منجر به اعزام یگانهاى ارتش به مناطق درگیرى شده بود که توان رزمى یگانها را آسیب پذیر نموده بود.
با تلاشهاى بسیار در ۷مهرماه ۵۹ اولین نیروهاى ارتش به منطقه اعزام شدند. البته لشکر ۹۲ زرهى خوزستان و لشکر ۸۱ زرهى کرمانشاه در منطقه حضور داشتند.
در ساعت ۲بعدازظهر بودکه وسایل و تجهیزات را آماده کردیم تا با قطار به اندیمشک برویم. حتى فرصت نداشتیم با خانواده خداحافظى کنیم. بارگیرى تا ساعت۶/۳۰ بعدازظهر طول کشید.
ساعت۹شب قطار حرکت کرد. وقتى به ایستگاه قطاراندیمشک رسیدیم، کنار ایستگاه شرکت برق قرار داشت. در آن روز هدف هواپیماهاى عراقى آنجا بود. وقتى تجهیزات را پیاده کردیم، دیدم که ۴فروند هواپیما بر روى شرکت برق در حال شیرجه هستند. به محض اینکه خلبان هواپیماى اول هدف مورد نظرش را زد، متوجه راه آهن و ستون نظامى شد که از قطارها بارها را تخلیه مى کردند. به هواپیماى پشت سر خود علامت داد تا راه آهن و ستون نظامى ما را هدف قرار دهد.
با حمله هوایى دشمن فورى دستور تفرقه دادم اما تا خودروها حرکت کردند چندبمب میان کامیونها افتاد. از طرف دیگر پادگان دوکوهه که مملو از سلاحهاى سنگین بود، شب گذشته توسط هواپیماهاى عراقى بمباران شده بود و در حال سوختن بود. در میان شعله هاى آتش مهمات منفجر مى شد. مردم دزفول براى اینکه مورد اصابت گلوله ها قرار نگیرند از شهر بیرون رفته بودند. پادگان دوکوهه نزدیک راه آهن بود و گاهى این گلوله ها و ترکش ها به سمت راه آهن مى آمدند.
 
در آن شرایط سخت خودروهایى که کمتر آسیب دیده بودند از محل حادثه دور شدند و غروب به طرف پل نادرى حرکت کردند.
در شب ماشینها را براى اینکه دیده نشوند با گل استتار کرده بودیم. راننده نمى توانست مقابلش را ببیند. به دست یکى از سربازها پرچم سفیدى دادم تا بر روى خط سفید وسط جاده برود و کامیونها به دنبالش حرکت کنند. باید به پاسگاهى مى رفتیم که دشمن تا چندکیلومترى آن پیشروى کرده بود.
پشت پل کرخه یگانها سازماندهى شدند تا شروع به آماده کردن سنگرهاى تعجیلى کنند پل براى حفظ منطقه خیلى مهم بود.
پل یک عارضه حساس در منطقه بود. اگر به دست نیروهاى دشمن مى افتاد و از آن عبور مى کردند مى توانستند به راحتى خوزستان را از ایران جدا کنند.
بعد از استقرار نیروها بلافاصله دستور صادر شد که باید به مواضع نیروهاى عراقى حمله شود.
«دستور نظامى باید اجرا مى شد، یگانها سازماندهى شدند و قرار شد ۱۶مهرماه اولین حمله را انجام دهیم. تا رسیدن تجهیزات و آمادگى کامل عملیات ۲۳مهر انجام شد و در همان ابتدا با شکست سنگینى روبرو شدیم. انجام عملیات احتیاج به شناخت داشت. منطقه را نمى شناختیم. هر چه آموخته بودیم تئورى بود. کسى تجربه جنگیدن، آن هم به این گستردگى را نداشت.»
ارتش عراق قبل از حمله به ایران به صورت تیپها و گردانهاى رزمى در عملیاتهایى که شرکت داشت در نتیجه خیلى راحت توانست با ترفند نیروهاى ما را به قتلگاه بکشاند.
زمانى که عملیات شروع شد نیروهاى عراقى میدان را براى ورود ما بازگذاشتند. نیروها را به کشتارگاه خود کشاندند. یک دفعه باران گلوله از زمین و هوا شروع شد وعملیات به شدت سرکوب شد.
همزمان با اقدامات لشکرهاى۲۱ و ۹۲ زرهى خوزستان و تیپ۳۷ که کنترل فکه را بر عهده داشتند به همراه گردان ۱۳۸لشگر ۲۱ و گردان ۱۴۰ در کنار پل نادرى، و نهر خین به صورت جنگ و گریز جابه جا شدیم و پاى پل دشمن را متوقف کردیم. در جبهه غرب هم براى پس زدن دشمن عملیاتهایى انجام شد که عراق در آنجا موفقیت هایى داشت. عراق ۶ماه قبل از اینکه به ایران حمله کند، در زمینهاى مشابه خاک ایران عملیاتهایى که مى خواست انجام دهد را تمرین کرده بود و چگونگى حرکت در سرزمین بیگانه و تصرف، عوارض حساس و استفاده از موقعیت را به خوبى مى دانست.
در هر حال ارتش عراق نتوانست بیش از ۱۰۰کیلومتر در جبهه هاى ایران حرکت کند و متوقف شد. البته در آن زمان لشکرهایى از نیروى زمینى از جمله لشکر۹۲ و لشکر ۸۱ که تنها یگانهاى حاضر در منطقه بودند، رشادتهاى بسیار از خود نشان دادند که در مقابل استعداد نابرابر نیروهاى متجاوز که قریب به ۷برابر نیروهاى ما بود، جانانه مقاومت کردند و حرکت دشمن را کند کردند. ارتش عراق با برخورد به این موانع و به هم ریختن محاسباتش نتوانست جلوتر بیاید. در پشت رودخانه کرخه نیز توانایى زدن پل به روى رودخانه را نداشتند. ارتش عراق فکر این مسأله را نکرده بودکه اگر به رودخانه اى برخورد کند که عرض آن ۱۵۰متر است، چگونه باید از آن عبور کرد. این مسأله اى بودکه ارتش عراق هنوز آن را تجربه نکرده بود.
ارتش عراق به دلیل نداشتن روحیه و ترس از پیشروى و برخورد با مشکلات متوقف شد. در مقابل نیز نیروهاى نظامى ایران به خاطر نبودن تجهیزات و تجربه نتوانستند حرکت رو به جلویى داشته باشند. پس از عملیات ۲۳ مهر بود که فرماندهان متوجه شدند پیشروى به سوى جبهه دشمن بدون سازماندهى و طر ح ریزى و انجام شناسایى امکانپذیر نیست. پس از این عدم موفقیت بر روى سازماندهى و تجهیز یگانها و شناسایى مناطق کار شد. شناسایى و تثبیت دشمن هم یکسال به طول انجامید تا عملیات ثامن الائمه آغاز شد. البته از ابتداى تجاوز دشمن تا آغاز عملیا ت ثامن الائمه دهها عملیات محدود و در عین حال مهم توسط یگانهاى لشکر ۱۶ـ لشکر ۲۱ـ تیپ ۲۳ نوهد ـ تیپ ۳۷ و لشکرهاى ۹۲ و ۸۱ و ۸۴ که طى این مدت به منطقه گسیل شده بودند، انجام شد و ضربات ناباورانه اى به دشمن زد که حضور نیروهاى مردمى و نیروى نوپاى سپاه پاسداران هم دراین موفقیت ها کارساز بود.
با توجه به شناسایى هایى که انجام شد و خشم مردم منطقه از اقدامات نیروهاى عراقى در این عملیات پیروز شدیم و ارتش عراق از شرق رودخانه کارون به غرب، عقب رانده شد. ارتش عراق حدود یک سال و نیم بود که در خاک ایران حضور داشت و متزلزل شده بود. در نتیجه تصمیم گرفته شد از این نقطه ضعف براى موفقیت در عملیات هاى بعدى استفاده شود. در نتیجه عملیات طریق القدس و بیت المقدس طراحى و اجرا شد. سربازان عراقى نمى دانستند به چه دلیلى باید بجنگند. آنان بیشتر منتظر حرکتى از سوى ایران بودند تا در جریان آن یا فرار کنند و یا تسلیم شوند. به این فکر مى کردند که نباید کشته شوند.
عملیات طریق القدس بعد از دوماه طرح ریزى و اجرا شد. یکى از دلایل موفقیت عملیا ت طریق القدس جاده اى بود که توسط مهندسین جهاد ایجاد شد. «مهندس على آبادى از جهاد بود، که گفت مى تواند جاده اى را در منطقه اى رملى که دشمن آنجا را اشغال نکرده بود، بزند. قرار شد کلیه امکانات را در اختیارش قرار دهیم. ۲۰ روز زمان خواست. احداث جاده چیزى در حدود ۲۵ روز طول کشید. جاده اى به طول ۱۰ کیلومتر و ارتفاع ۸۰ سانت از سطح زمین ایجاد کرد. وقتى على آبادى شروع به کار کرد ابتدا فکر مى کردیم حتماً نیروهاى دشمن متوجه حضور ما مى شوند اما هرچه جلوتر مى رفتیم، مى دیدیم که درطول این مدت با اینکه چندین دستگاه کمپرسى و کامیون و غلتک کار مى کردند آنها اصلاً متوجه حضور ما نشدند.»
بعد از آزادشدن شهرهاى سوسنگرد و بستان شروع به طرح ریزى عملیات فتح المبین کردند. در هنگام طراحى عملیات فتح المبین فرماندهان به این نتیجه رسیده بودند که اگر بخواهند در سراسر منطقه تک جبهه اى انجام دهند با مشکلاتى روبرو مى شوند. در شناسایى هایى که انجام شد مشخص شد که نیروها از ۴ منطقه مى توانند به داخل نیروهاى دشمن نفوذ کنند.
یک قسمت درمرکز منطقه بود. راهى که از تپه هاى جومینه و شاوریه به تپه هاى على گره زد و کانال هندلى منتهى مى شد. «هندلى» کانال بزرگى بود که در ارتفاعات مستقر شده بود و بچه ها براى شناسایى منطقه از آنجا استفاده مى کردند. یکى دیگراز مناطق نفوذى، به نام (طرح یزد) معروف بود که طى آن نقبى به پشت نیروهاى دشمن باز شد.
طرح یزد توسط یک پیرمرد یزدى اجرا شد. پیرمردى با یک ساک کوچک که فرسنگ ها راه آمده بود تا کمک کند.
در یکى از محورها میدان مین پیشروى ما را به طور کامل مسدود مى کرد لذا به دنبال راهى براى زدن یک نقب از زیر این میدان مین تا پاى خاکریز دشمن بودیم. در یک روز دیدیم دژبان پیرمردى را با خود آورده تا مرا ببیند. هنوز ساکش در دستش بود. مرحوم جانباز سرتیپ۲ میرحسینى که آن موقع در عقیدتى سیاسى لشکر بودند و خود یزدى بودند ایشان را به ما معرفى کرده بود. مى گفت: مى خواهم کارى کنم تا راه را براى شما باز کنم.
 
با توجه به سن بالاى او به او گفتم: «پدر جان شما چگونه مى توانید به ما کمک کنید. الان حدود یک سال است که نیروها در اینجا مستقر شده اند و راهى براى نفوذ پیدا نمى کنند.» او اصرار داشت تا راه را نشانش بدهیم. اصرار پیرمرد باعث مى شود تا در قسمت دیده بانى، منطقه را به او نشان بدهند.
«گفتم اینجا بیابان است و آن طرف میدان مین وخط دشمن قرار دارد. حدود ۲ کیلومتر مسیر مین گذارى شده است ما مى خواهیم از زیر این دو کیلومتر عبور کنیم به منطقه نگاهى کرد و بعد دوتا بیل و کلنگ و چهار نفر سرباز خواست. آخر سر هم گفت: «کارى به کار من نداشته باشید. فکر کنید مرا ندیده اید.» پیرمرد از پشت خاکریز ایران حدود ۳ متر از زمین را کند و شروع به نقب زدن به ارتفاع ۲ متر و عرض ۹۰ سانت کرده بود تا خط دشمن پیشروى کرد و از آن خط نیز گذشت.
 
امتیاز دهی
 
 

بيشتر