شنبه 18 مرداد 1399   19:36:22
مقالات و مصاحبه هابيشتر
حماسه‌ی «دوران» پشتوانه غلبه بر دیپلماسی سیاسی رژیم بعث
حماسه‌ی «دوران» پشتوانه غلبه بر دیپلماسی سیاسی رژیم بعث
دوشنبه 30 تیر 1399 حماسه‌ی «دوران» پشتوانه غلبه بر دیپلماسی سیاسی رژیم بعث
 سال ۱۳۶۰ خورشیدی را باید مقطعی تاریخی در هشت سال جنگ تحمیلی دانست که طی آن تقابل نظامی و سیاسی دو طرف درگیر یعنی ایران و عراق به اوج خود رسید. در این زمان کشورمان در جبهه‌های جنگ به پیروزی‌های شگرفی دست یافته بود و بخش اعظمی از مناطق اشغال شده توسط رژیم بعث عراق همچون خرمشهر از چنگال خصم آزاد شد. این شرایط کشورهای حامی عراق و همچین شخص صدام حسین را به شدت نگران نمود لذا رویکردی را دنبال می‌کردند تا وضعیت موجود را با یک پیروزی سیاسی برای خود تغییر دهند که حکایت سلسله رخدادها از همین جا آغاز می‌شود.
پیش از آغاز جنگ تحمیلی و در خلال برگزاری اجلاس سران کشورهای عدم تعهد در کوبا، عراق توانست میزبانی بعدی اجلاس را برعهده بگیرد. در آن زمان انقلاب اسلامی به تازگی در کشورمان به نتیجه رسیده و ایران که از پیمان‌های مختلف دفاعی و سیاسی با متحدان غربی خود در پیش از انقلاب خارج شده بود به عضویت در تشکل سیاسی در آمد.
این مجموعه سیاسی بسیار مهم در سطح جهانی از کشورهای مختلفی در سرتاسر جهان عضو داشت که عمدتا وابستگی به هیچ یک از اردوگاه‌های سیاسی شرق یا غرب نداشتند و به نوعی در جهان آن زمان مستقل به نظر می‌رسیدند و برای کشورمان پس از سازمان ملل، از اولویت بالایی برخوردار بود. گذر زمان و آغاز جنگ اما شرایط را تغییر داد. دولت عراق از گذر شکست‌های پی‌در‌پی در جبهه نظامی تلاش داشت تا میزبانی خود در شهر بغداد را به نحو احسن به نتیجه رسانده و از این رهگذر با تبلیغات فراوان مبنی بر امنیت بالای محل برگزاری اجلاس و نفوذ ناپذیری پایتخت خویش، علاوه بر قدرت‌نمایی نظامی و با توجه به عدم حضور ایران در آن دوره (در صورت برگزاری در شهر بغداد) از ریاست خود حداکثر بهره‌برداری را به دست آورده و کشورمان را از نظر سیاسی در جنگ محکوم کند.
لذا تحرکات سیاسی کشورمان به اوج خود رسید تا با استناد به صحیح نبودن برگزاری اجلاس در یکی از کشورهای درگیر جنگ، از برگزاری آن جلوگیری کند اما اجماع پیدا و پنهان سایر کشورها در آن زمان، این اقدامات را عقیم گذاشت تا در نهایت هیچ راه چاره‌ای جز طرحی نظامی برای ناامن کردن فضای بغداد پیش پای مقامات ایران نماند. لذا در همان برهه علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه در نامه‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای (رییس جمهور وقت) اعلام می‌کند که با اقدامی نظامی باید امنیت پایتخت عراق در هم شکسته شود چرا که راهکارهای سیاسی نتیجه بخش نبوده و به دلیل عدم امکان حمله‌ی زمینی دستوری به نیروی هوایی ارتش داده می‌شود تا مسئولیت این عملیات مهم و سرنوشت ساز را بر عهده بگیرد که بعدها با نام «عملیات بغداد» شناخته شد.
نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران تا آن زمان علیرغم مشکلات گوناگون اعم از شدیدترین تحریم‌های تسلیحاتی اعمال شده و قطع پشتیبانی‌ از جانب کشورهای تامین کننده تجهیزاتش از یک سو و ضربات مهلک بر پیکره خویش در جریان رخدادهای مختلف داخلی از سوی دیگر، توانسته بود علاوه بر سد کردن ماشین جنگی عراق در یکایک نقاط مرزی در ماه‌های ابتدایی جنگ، نقطه به نقطه عراق اعم از مراکز نظامی، اقتصادی و سیاسی را مورد حمله هوایی قرار داده و آسمان کشورمان را نیز از گزند ورود هواپیماهای متخاصم بعثی امن نگاه دارد. لذا همچون همیشه چشم امید فرماندهان نظامی و مسئولان سیاسی تلقی می‌شد و این بار نیز نگاه‌ها به آن دوخته شد. بلافاصله طرحی جهت ناامن کردن آسمان بغداد در ستاد نیروی هوایی برنامه ریزی شد تا قدرت نظامی ایران بار دیگر به رخ جهانیان کشیده شود، اما حکایت ماجرا چه بود؟
دو سال پس از آغاز جنگ، دو طرف درگیر شرایط متفاوتی را تجربه می‌کردند. رژیم بعث عراق که ضربات دردناکی را از نیروی هوایی کشورمان در ماه‌های ابتدایی هشت سال جنگ تحمیلی در سرتاسر خاک خود بخصوص پایتخت چشیده بود، امکانات و توانمندی‌های پدافندی خود را در اطراف مناطق حساس شهر به شدت بهبود بخشید و به نوعی بغداد را آنچنان به انواع تجهیزات پدافندی اعم از سامانه‌های موشکی زمین به هوای روسی سام ۳ و سام ۶، رولند فرانسوی، طیف‌‌های مختلفی از توپ‌های ضدهوایی و البته جنگنده‌های رهگیر آماده پرواز همچون میگ ۲۳ فلاگر و میراژ اف ۱ آراست که در جهان آن روز به عنوان هدفی نفوذ‌ناپذیر برای هر نیروی هوایی تلقی می‌شد به نوعی که پس از دیوار مستحکم پدافندی مسکو، دومین در سطح دنیا تلقی شده و ریسک حمله به آن بسیار خطرناک و احتمالا منجر به شکست قطعی بود. رژیم بعثی عراق نیز با اتکا به همین پشتوانه دفاعی، حداکثر تبلیغات را برای نشان دادن امنیت برگزاری اجلاس سران عدم تعهد در شهر بغداد در دستور کار قرار داد و شخص صدام حسین گفته بود امکان ندارد هیچ هواپیمای ایرانی بتواند به پایتخت عراق برسد یا آرامش آسمان آن را برهم بزند.
اما جوانانی از خاک پهلوان‌خیز ایران زمین نشان دادند که هدفی در جهان نیست که اراده به نفوذ و انهدام آن باشد و از پس‌اش بر نیایند حتی اگر موفقیت را با خون پاک خویش به نتیجه برسانند لذا طرح وارد مرحله اجرایی خود شد که بعدها به یکی از آرمانی‌ترین عملیات‌های هوایی جنگ هشت ساله بدل گشت.
طبق طرح، سه فروند جنگنده بمب‌افکن اف ۴ فانتوم از مبدا پایگاه سوم‌ شکاری همدان برای این ماموریت مسلح شدند و بنا بود دو فروند جهت عملیات و یک فروند به صورت رزرو برای جایگزینی در صورت وقوع اشکال آماده باشند. محل عملیات بغداد تعیین گردید و نقطه هدف پالایشگاه الدوره در جنوب شهر بود. هدف از انتخاب پالایشگاه آن بود تا هدفی مورد حمله قرار گیرد که کتمان انهدام آن برای رژیم بعثی ممکن نبوده و از سوی دیگر با توجه به حضور خبرنگاران خارجی از سرتاسر دنیا که توسط عراق برای نمایش نفوذ ناپذیری بغداد و آمادگی این کشور از همه لحاظ برای برگزاری اجلاس سران کشورهای عدم تعهد دعوت شدند، به خوبی قابل مشاهده باشد، همچنین پس از بمباران برای اطلاع دادن حضور جنگنده‌های ایرانی در آسمان پایتخت عراق و شکست پروژه نفوذناپذیری، دیوار صوتی باید شکسته می‌شد.
لذا سحرگاه ۳۰ تیرماه ۱۳۶۱ مقارن با ۲۹ رمضان ۱۴۰۲ و ۲۱ ژوئیه ۱۹۸۲ روز عملیات تعیین گردید. صبح آن روز، شش تن از خلبان فانتوم خود را آماده حضور در عملیاتی سرنوشت‌ساز می‌کردند که بیش از بعد نظامی اهمیتی سیاسی داشت و در نهایت ترکیب نهایی پروازی این چنین شد:
 
هواپیمای شماره ۱: عباس دوران، منصور کاظمیان
هواپیمای شماره ۲: محمود اسکندری، ناصرباقری ششدهی
هواپیمای شماره ۳: اکبر توانگریان، خسروشاهی
 
عباس دوران که بعدها به عنوان کاریزماتیک‌ترین خلبان دوران جنگ در جامعه کشورمان شناخته شد، در آن زمان ۳۱ سال داشت و علاوه بر جایگاه فرماندهی، با ۱۲۰ پرواز جنگی تا آن زمان و تنها در دو سال پس از آغاز جنگ از تجربیات بالایی برخوردار بود و از معدود خلبانانی محسوب می‌شد که شخص صدام حسین او را می‌شناخت و برای هدف قرار دادنش جایزه تعیین کرد.
در روز عملیات، عاقبت و پس از رخدادهای گوناگون در ابتدای باند پروازی پایگاه سوم شکاری همدان، نخست هواپیمای (مرحوم) اسکندری و سپس (شهید) دوران پرواز می‌کنند و سمت هدف را در پیش می‌گیرند. لازم به ذکر است که طرح‌ریزی این عملیات با رعایت بالاترین اصول حفاظتی انجام گرفت و عملا جز حاضران اصلی در طرح هیچ‌کس از ماهیت‌ آن مطلع نبود. همچنین برای تامین احتمالی سوخت هواپیماهای حمله کننده به خاک عراق یک فروند تانکر بوئینگ ۷۰۷ در نظر گرفته شد و ۲ فروند جنگنده اف ۴ نیز وظیفه تامین پوشش هوایی هواپیمای سوخت‌رسان و همچنین جلوگیری از نفوذ هواگردهای عراقی (ماموریت گشت مسلحانه هوایی) به آسمان ایران را عهده‌دار شدند هرچند خلبانان آنان نیز از ماهیت واقعی پرواز خود مطلع نبودند. پیش از آغاز عملیات نیز به خلبانان اصلی حاضر در طرح (دوران، اسکندری، توانگریان، کاظمیان، باقری و خسروشاهی) گوشزد شد که اهمیت طرح بسیار بالاست و اجرای دقیق آن در سطح ارشد نظام به شدت پیگیری شده و در حقیقت آنان چشم امید همه هستند تا شرایط سیاسی به نفع ایران تغییر کند هرچند خطرپذیری و درصد انهدام نیز برای آنان بیش از ۸۵٪ بود.
پس از پرواز هواپیمای فانتوم به خلبانی محمود اسکندری و عباس دوران، آنان پیش از گذر از مرز، ارتفاع خود را به حداقل مقدار ممکن کاهش داده و از هرگونه مکالمه رادیویی اجتناب می‌کنند تا خطر لو رفتن عملیات هوایی کمتر شود و در این بین تنها متکی به سامانه‌های ناوبری خویش هستند. کمی بعد عباس دوران رهبری دسته پروازی را بر عهده می‌گیرد و هر چهار خلبان مصمم به اجرای ماموریت خویش آسمان را سوی هدف می‌شکافند. عباس دوران اگرچه پیش از پرواز متوجه اشکالی در سامانه ناوبری خود شده بود اما فرصت حضور در عملیات را از دست نداد و حال به نمایندگی از ملت ایران و بال به بال هم‌رزم مقتدر خویش، محمود اسکندری مصمم به اثبات اقتدار فراموش نشدنی کشورمان بود.
در شرایطی که بغداد هنوز از خواب شبانگاهی برنخواسته و آسمان نور صبحگاهی را کامل ندیده است، دو جنگنده ایرانی به حریم پدافندی شهر بغداد رسیده و رژیم بعثی را به شدت متعجب و دستپاچه می‌کند تا جایی که تمام سامانه‌های موشکی و ضدهوایی شهر آسمان را نشانه می‌گیرند تا از ورود جنگنده‌ها به محدوده دیوار به اصطلاح آهنین پایتخت جلوگیری کنند. اما هر دو جنگنده خود را به پالایشگاه الدوره که در نزدیکی پایگاه هوایی قدرتمند الرشید بغداد قرار دارد، رسانده و در غافلگیری تمام با رهاسازی تمامی مهمات خود آن را در هم می‌کوبند و همزمان دیوار صوتی بر فراز شهر بغداد شکسته می‌شود.
در این شرایط آژیر قرمز شهر به صدا در آمده و خبرنگاران خارجی از هتل محل اقامت خویش با نگرانی شاهد اتفاقات و در هم شکستن هیمنه پوشالی رژیم بعثی عراق هستند. جولان جنگنده‌های ایرانی در آسمان بغداد بلافاصله این خبر را به جهانیان مخابره می‌کند که پایتخت عراق نفوذ پذیر بوده و به سادگی ناامن می‌شود. در این شرایط هواپیمای شهید دوران از ناحیه دم مورد اصابت موشک قرار گرفته و کنترل‌اش غیر ممکن می‌شود. وی در تماسی رادیویی با محمود اسکندری اعلام می‌کند که دیگر هدایت هواپیما مقدور نیست و این آخرین کلماتی‌ست که از حنجره عباس دوران به گوش می‌رسد. همزمان دوران از کابین عقب خود می‌خواهد که از هواپیما خارج شده و خود از این اتفاق امتناع می‌کند چرا که می‌داند اگر سالم به دست رژیم عراق بیفتند تبلیغات فراوانی با وی خواهد شد و از سوی دیگر با توجه به آسیب‌های جسمانی ناشی از سانحه‌ رانندگی در گذشته، علاقه‌ای به دور ماندن از پرواز پس از پایان اسارت و به واسطه صدمات احتمالی را ندارد. لذا همانطور که پیش از آغاز عملیات، دیگران را از تصمیم خود مبنی بر عدم خروج از هواپیما در صورت هدف قرار گرفتن آگاه ساخته بود، پرواز ابدی خود سوی خالق یکتا را از سر می‌گیرد و با مرکب خویش به ساختمانی در شهر برخورد می‌کند تا حسرت اسارت گرفتن عقاب تیزپرواز ایران تا ابد بر دل صدام حسین مانده و به گور ببرد. منصور کاظمیان، کابین عقب وی نیز ناخواسته و احتمالا به دلیل سرایت آتش به راکت‌های صندلی‌پران به بیرون از هواپیما پرتاب شده و سالها رنج اسارت را تحمل می‌کند تا عاقبت در سال ۱۳۶۹ به خاک مادری باز می‌گردد.
اما در سوی دیگر میدان، محمود اسکندری و ناصر باقری همچنان در آسمان حضور دارند و سمت ایران را در پیش گرفته‌اند هرچند به دلیل برخورد گلوله‌های بسیار، جنگنده به شدت آسیب دیده و هر دو خلبان نیز از ناحیه کتف و بالاتنه مجروح شده‌اند، اما اسکندری با مهارت بی مثال خویش و با پرواز در حداقل ارتفاع به گونه‌ای که گلوله‌های ضدهوایی به جای زیر جنگنده به بغل و بالای آن اصابت کرده بود، از فضای بغداد خارج می‌شود.
در این شرایط غرور ارتش بعثی لکه‌دار شده و صدام دستور می‌دهد هرطور شده جنگنده دوم نیز ساقط شود تا پس از نمایش لاشه، این خبر اعلام گردد اگرچه هواپیماهای ایرانی به حریم بغداد نفوذ کردند اما هیچ یک سالم به کشورشان بازنگشتند. ولی مهارت بی مثال اَبَر مَرد فانتوم که پیش از آن در ماموریت حمله به دورترین پایگاه عراق یعنی اچ ۳ حضور یافته و پل تدارکاتی رژیم بعثی بر روی رودخانه اروند را تنها یک ماه قبل منهدم کرده بود که منجر به شکست دشمن، به اسارت در آمدن ۱۹۰۰۰ عراقی و آزادسازی خرمشهر گردید، خود را به رخ جنگنده‌های رهگیر عراقی که با تعداد بالا به دنبال فانتوم آسیب دیده محمود اسکندری بودند، کشید و با گذشت دقایق دلهره‌آور و علیرغم وضعیت حساس سوخت و امکان مورد اصابت قرار گرفتن، از مرزهای بین‌المللی گذشت و پیکر مجروح مرکب خود را در پایگاه سوم شکاری همدان فرود آورد.
محمود اسکندری نخستین کسی بود که خبر از آسمانی شدن عباس دوران داد هرچند وضعیت کاظمیان نامعلوم بود تا آنکه در مصاحبه‌‌ای وی اعلام کرد زنده است و به اسارت درآمده. در آن سوی میدان اما شدت دود برخواسته از پالایشگاه که چند روزی در آتش می‌سوخت، از همه جای شهر و به سادگی قابل مشاهده بود و رژیم بعثی توان تکذیب آن را نداشت، از سوی دیگر علیرغم بیانیه رسمی حاکمیت عراق مبنی برانهدام هر دو جنگنده، خبرنگاران خارجی نظاره‌گر خروج یکی از فانتوم‌ها از فضای بغداد بودند و به این ترتیب پروژه تبلیغاتی صدام حسین برای نشان دادن امنیت صد در صدی پایتخت در هم شکست و پیروزی کشورمان در این عملیات نهایتا منجر به تغییر محل برگزاری اجلاس به دهلی‌نو گردید که خود موجب انزوای سیاسی عراق بود.
اگرچه در این عملیات یک فروند از هواپیماها هدف قرار گرفت و شهید عباس دوران آسمانی شد و منصور کاظمیان به اسارت در آمد اما نتایج شگرف اجرای آن توانست در شرایطی که کشورمان در وضعیت سیاسی مناسبی در سطح بین‌المللی به سر نمی‌برد، دست برتر را به سویش بازگرداند و بار دیگر برگ برنده در دستان ایران باشد.
در نهایت و پس از گذشت ۲۰ سال، پیکر بزرگ‌مرد و قهرمان بی بدیل نیروی هوایی، سرلشگر شهید خلبان عباس دوران، در تاریخ ۲۰ تیرماه ۱۳۸۱ به کشورمان بازگشت در حالی که تنها بخشی از استخوان پا و تکه‌ای از پوتین وی در تابوت قرار داشت. وی در تاریخ ۵ مرداد در میان خیل انبوهی از همرزمان خویش در ستاد نیروی هوایی ارتش تشییع شد و نهایتا در دهم مرداد و پس از تشییع در شهر شیراز و بر دوش همشریان خویش، به خاک سپرده شد.
از ایشان یک فرزند پسر با نام امیررضا به یادگار ماند. همچنین امروزه یک بزرگراه در شهر تهران و پایگاه هفتم شکاری شیراز به نام ایشان مزین است. در پایان باید ذکر کرد که در سفر مقام معظم رهبری به شیراز در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷، اولین جایی که توسط ایشان مورد بازدید قرار گرفت، آرامگاه ابدی شهید دوران بوده است.
شهید عباس دوران، مردی از تبار پاک ایران کهن، برخواسته از سرزمین اسطوره‌های باستانی و قهرمان به حق ملت، خود نشانی روشن از اقتدار و سربلندی سرزمینی‌ست که در طول تاریخ در مقابله هیچ بیگانه‌ای سر خم نکرده و همواره در اوج افتخار ایستاده است. لذا به تاسی از روح بلند این شهید والامقام، یکایک آنان که جان باارزش خویش را بر سر حفظ سرزمین مادری با خدا معامله کرده‌اند، در آرامشی ابدی قرین رحمت باشند و همرزمان در قید حیات ایشان را نیز خداوند سلامت نگاه دارد که خود راویان بینای تاریخ این کشورند.
 
دانیال بهمنش
 
 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ